![]() |
![]() |
|
| برای دریافت نسخهء بدون واترمارک عکسهایی که در این وب با واترمارک عرضه میشود با ایمیلم تماس بگیرید. |
|
جزوهی قرآنی به خطّ نسخ به قلم و رقم «ابنمرحوم میرزا عبدالوهّاب محمّدباقر اصفهانی» |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 20:28 توسط شیخ |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 23:58 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 16:30 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:13 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 0:44 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:30 توسط شیخ |
|
|
به قلم و رقم:
زینالعابدین اشرفالکتّاب اصفهانی تحریر به سال ۱۲۶۷ قمری این قطعه را اوّل بار در دست دوست خطبازم سید محمد حسینی دیدم و از روی آن اسکن سمت راست را تهیّه کردم. بعد از آن ظاهراً در ۲۹/۲/۸۷ به یک و نیم میلیون تومان به زرّیننقش فراهانی فروخته شد و او هم نهایتاً آن را در تابستان ۸۷ به ملکیّت جناب علی نجفی درآورد. اسکن سمت چپ در این مقطع تهیّه شد. زرّیننقش که خودش در کنار مجموعهداری، دستی در تذهیب دارد، برخی نقاط قطعه را به تذهیب زیبای خود آراسته است که به زعم بنده، نه که به کار لطمه نزده، به زیبایی آن افزوده است. تا نظر دوستان اهل فن و فضل چه باشد. اثر فوق قبل از تذهیب توسط زرّیننقش فراهانی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:36 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:35 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 4:8 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 19:22 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:48 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 3:35 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:17 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:10 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:8 توسط شیخ |
|
|
این قطعهی قرآنی که تحریر سورهی مبارکهی نازعات به قلم و رقم مرحوم محمّدهاشم اصفهانی (لوءلوء) است، مدّتها در مجموعهی سرکار خانم مفتاح (همسر مرحوم مفتاح) بود. مفتاح ظاهراً در خیابان منوچهری تهران، مغازهی عتیقهفروشی داشت و پس از مرگش همسر او میراثدار خطوط نفیس شویش گردید. به تازگی این مجموعهی خطوط او در قالب چندین مرقّع به فروش رسیده و برخی از این خطوط سر از مجموعهی حقیر درآورده است که از جملهی آنها این قطعه نسخ میباشد. قطعهی مزبور را با این جلوه هم ببینید. قیمت قطعه: ۷۵۰ هزار تومان طالبان با ایمیل یا موبایل من تماس بگیرند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:41 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 1:14 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:45 توسط شیخ |
|
|
قطعهی تمرینی - تعلیمی
قطعه نسخ از سخنان "علی بن الهلال" میباشد که قسمت بالای آن را
دوست عزیز! امیدوارم که فایلهای ارسالی که بجز قطعه با رقم «عبدالغفار»، بقیه متعلق به بنده میباشد، مقبولطبع واقع شده و مورد استفادهی عموم قرار گیرد. آ.آزرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 22:59 توسط شیخ |
|
|
با تشکر از دوست خطبازم محمود حبیباللهی |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام آذر 1386ساعت 0:39 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 23:54 توسط شیخ |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:23 توسط شیخ |
|
|
نسخ با رقم: <<< «محمد هاشم» (لوءلوء اصفهانی) نگاشتهشده روی پارچه که از محمود حبیباللّهی به ۱۲۰ هزار تومان خریدم.
این چند قطعه و قطعاتی که در خلال ۵ پست آتی تقدیم میشود، به تازگی واردکلکسیون حقیر شده است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:54 توسط شیخ |
|
|
برگ قطعهبندی شدهای از قرآن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 8:15 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم دی 1385ساعت 0:50 توسط شیخ |
|
|
به تازگی یک قرآن خطّی نسخ در قطع جیبی و تحریرشده با قلم غبار (حدودآ یک سوم میلیمتر) جلد قرآن مزبور، گل و مرغ و لاکی است که مشاهده میکنید:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 5:8 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:28 توسط شیخ |
|
|
در روزهای اوّل سال ۸۵ که به منزل سیّد محمّد حسینی - دوست نوسمسار و خطبازم - در دولتآباد شهرری رفته بودم، قطعهای به نسخ عربی به قلم و رقم حافظ عثمان hafez osman خوشنویس شهیر ترکیه با قدمت ۴۰۰ ساله چشمم را گرفت. از شب دیدار، تنها یک فتوکپی از این خط در دستم ماند و نیز شیفتگیام از مشاهدهی اثری که نرخ بالایی برای فروش آن پیشنهاد شد (اگر خطا نکنم ۲ میلیون تومان) و جراءت من در آن ایّام برای نزدیکشدن به چنین معاملهای اندک بود. آن شیفتگی باقی ماند، ولی فتوکپی اثر را در دیداری که با استاد حسینی موحّد در منزلشان داشتم، باختم. سایز بزرگتر / سایز باز هم بزرگتر چند روز بعد از خرید من، ح.ر - دوست طلبه و کلکسیونر قمی - به شدّت طالب این قطعهی حافظ عثمان شد و محمود حبیباللّهی را واسطهی خرید آن کرد و خطوطی را در اختیار او گذاشت که به من برای مبادله با این قطعه از حافظ عثمان پیشنهاد کند، از جمله کتاب «ملکجمشید» به خط استاد حسن میرخانی که جناب موحّد حسینی یک بار در برج ۸ سال ۸۴ پشت تلفن صحبت آن را با من کرده و گفته بود: «از آقای پیلهچی بپرسید که داستان ملکجمشید به خطّ مرحوم سید حسن میرخانی که مربوط به دورهی اوج خوشنویسی استاد حسن هم هست، چند قیمت دارد؟» من در شرایطی بودم که حس میکردم به عتیقهی گرانقیمتی دست یافتهام و مدّتی میتوانم با تکیه بر آن، حکمرانی کنم و طالبان جنسم را بازی دهم و سر بدوانم. بعد از اینکه حسابی عرق کردم و برای خستگیدرکردن نشستیم، آنوقت قطعه را خواهم فروخت. جوابم به پیشنهادهای حبیباللّهی منفی بود. حبیباللّهی مدام میرفت و قطعات دیگری میآورد و میخواست متقاعدم کند به فروش قطعهی حافظ عثمان. یک بار صفحهی کتابتی مربوط به سال ۵۸ شمسی را آورد منزل ما که قبلاً در دیداری که به اتّفاق پیلهچی به منزل ر رفته بودیم، آن را دیده و بسیار پسندیده بودم. شعری بود از سرودههای «معجزه» در وصف امام خمینی به قلم استاد امیرخانی که ظاهراً به دفتر امام خمینی در قم اهدا شده بود و در نهایت سر از مجموعهی ر درآورده بود. به رغم علاقه به این قطعه، جوابم روی همان حسابی که عرض شد، منفی بود. چند روز بعد حبیباللّهی زنگ زد و در نگارستان عروس قلم سه نفری با ر قراری گذاشتیم و نهایتاّ تا نرخ ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان حاضر به خرید شدند، ولی من پافشاری داشتم که دو میلیون تومان نقد بپردازند و نه کمتر. به هر تقدیر معامله سر نگرفت. سایز بزرگتر چند هفته بعد علی سبتی خبر داد که قطعهی دیگری از حافظ عثمان که مدّعی بودند عیارش از عیار حافظ عثمان من بالاتر است، به دستشان رسیده و آن را به ر خواهند فروخت و خلاصه میخواستند به من بفهمانند و خیالم را راحت کنند که فکر نکن نوبرش را آوردهای و اگر تو نفروشی، کسی نیست که بفروشد! در نهایت هم این قطعهی دوم را که سال تحریرش ۱۱۰۷ قمری (حدوداً ۳۲۰ سال پیش) رقم خورده است، به ر فروختند و در ازایش ۱ میلیون تومان نقد گرفتند و یک نسخ درجهی ۳ و یک نسخ تعلیمی از اشرفالکتّاب اصفهانی تحریرشده به سال ۱۲۶۷ قمری روی زمینهی قرمز که من (ر.ش.م) در دست حبیباللهی دیده بودم و او ظاهراً به ر فروخته بود. در ضمن این قطعهی دوم از حافظ عثمان ظاهراً یک بار توسّط علی سبتی به فردی به نام «دبیران» که در جنب مغازهی جواد جدّی در بازار منوچهری تهران مغازه دارد، فروخته شده بود و این دبیران در دیداری که با محمود حبیباللّهی داشته، قیمت این قطعه را ۲ میلیون تومان ابراز کرده بود. وقتی نجفی خبر شد که ر طالب این قطعه است، آن را از «دبیران» مجدّداً پس گرفته بود یا تو بگو خریده بود (زیر ۲ میلیون تومان) و به کیفیّتی که عرض شد به ر فروخت. ر قطعه را خرید. یک بار ظاهراً از بنیرضی در منزلش شنیدم که گفت قطعهی دوم از قطعهی شما بهتر بود. گفتم: پس چر نخریدید؟ گفت: چون مشکوک به جعل بود! گفتم: یعنی میخواهید بفرمایید اینکه در دست من است، مشکوک نیست و اصیل است؟ گفت: آن، بهتر بود! موحّد هم در همان شب مبادلهی حافظ عثمان به سیّد محمد حسینی گفته بود: «شما یک قطعهی موزهای را دادهاید و دو قطعه معاصر گرفتهاید. نباید این کار را میکردید.» همین استاد به بنده فرمودند: «شما خطّ استادت (امیرخانی) را چرا از دست دادی؟» بنیرضی در دیداری که فردای مبادلهی حافظعثمان داشتیم، کفّهی مبادله را به سود من دانست. ضمن اینکه گفت: حسینی هم که خط امیرخانی را از شما گرفته، قبلاً مشتریاش را پیدا کرده و چالهاش را کنده است. شائبهی عدم اصالت این آثار به تدریج از سوی برخی کسان از جمله جناب علوی - از خطبازان روحانی قم - مطرح شد. این فضا آنقدر تیره و تار شد که در نهایت ر را از این قطعه دلزده و او را به فروش آن ترغیب کرد. ر به سیّد محمّد حسینی زنگ میزند و حسینی قطعه را به امانت میگیرد تا به فروش رساند. ظاهراً ظرف چند روز نتیجه میگیرد و قطعه به ۱ میلیون و ۳۵۰ ه.ت به فروش میرساند و وجه را به ر میپردازد تا او قدری تسلّی خاطر یابد که قطعهی مشکوک برای او خسارتزا نبوده است. در خصوص اصالت یا عدم اصالت این قطعات بابت گفتگو و اظهار نظر مفتوح است و باید کارشناسان خُبره اظهار نظر کنند. آنچه مسلّم است، این قطعات به قیمتهای بالا در حال خرید و فروش است. بنده نیز قطعهی حافظ عثمانم را در پاییز ۸۶ با پیلهچی معامله کردم و در ازایش یک قطعه خطّ شکستهی منسوب به درویش گرفتم (که ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) به پایم حساب کرد و یک چک ۸۰۰ هزار تومانی برای آخر سال که این چک را به امیرمیثم سلطانی دادم و مجموعهای از قطعات شکستهی او را خریداری کردم و او هم با این چک قطعهای شکسته و منسوب به درویش خرید به ۶۰۰ ه.ت و ۲۰۰ ه.ت نیز برایش ماند و قطعهی درویشش را میخواهد به دوبرابر قیمت بفروشد و خلاصه شیرتوشیری شده که نگو! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 19:13 توسط شیخ |
|
|
این قطعه نسخ زمانی در اختیار دوستم محمود حبیباللهی بود. لطف کرد و به من امانت داد. من هم سریعآ از روی آن در مغازهی «پدیدهی قرن» در قم اسکن حرفهای تهیه کردم. از قرار معلوم حبیباللهی این قطعه را به فروش رساند. چند سال بعد که از وبلاگ حقیر بازدید کرده بود و این قطعه را روءیت کرده بود، ظاهرآ به خاطر نیاورده بود که این قطعه زمانی دست خودش بود. بعدآ به من گفت که آن قطعه نسخ روی پوست آهو خیلی زیبا بود. نمیدانی اصلش کجاست که بشود خرید؟!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:2 توسط شیخ |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 14:7 توسط شیخ |
|
دیتیلی از یکی از صفحات این دائره المعارف:
دیتیل دیگری از یکی دیگر از صفحات این اثر:
دیتیل دیگری از این اثر:
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:20 توسط شیخ |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:15 توسط شیخ |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:12 توسط شیخ |
|
دیتیلی از یکی از صفحات این قرآن:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:11 توسط شیخ |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:9 توسط شیخ |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:8 توسط شیخ |
|
دیتیلی از یکی از صفحات این قرآن:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:6 توسط شیخ |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:2 توسط شیخ |
|
دیتیلی از صفحات این قرآن:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 15:50 توسط شیخ |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 15:46 توسط شیخ |
|
|
قطعهای از محمد شفیع تبریزی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 3:27 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 0:47 توسط شیخ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رضا شیخ محمدی
09127499479 سیبا 0104622901006 6037991060713892 شانزده رقمی هرگونه استفاده و کپی از مطالب و عکسهای این وبلاگ تنها با ذکر نام منبع و صاحب وبلاگ مجاز میباشد. ========= متولّد خرداد ۱۳۴۴ در قم هستم. خوشنويسى (نگارش خطّ نستعليق) را نزد پدرم آيتالله على محمّدى تاكندى در قم شروع كردم و در سال ۶۲ كه به اتفاق خانواده به قزوين منتقل شديم، این هنر اصیل را نزد «عليرضا نايبى» و استاد «احمد پيلهچى» پى گرفتم. دورهى ممتاز را نزد استاد غلامحسين اميرخانى در انجمن خوشنويسان تهران گذراندم و هنوز هم از سرمشقها و آثار فخيم و فاخر ايشان بهرهمندم. در دههى ۷۰ فرصت رجعت به سرچشمهى خط (خطوط اساتيد صفويّه و قاجاريّه) را يافتم و در آثار اساتيد اين دورهها مشق نظرى بسيار كردم و حاصل اين تفحصّ را با آموزههايم از شيوهى استاد اميرخانى و مرحوم كلهر آميختم. حدود 10 سال است رسماً در انجمن خوشنويسان قم تدريس خط مىكنم و از حدود دو سال پيش به جمع كلکسيونرهاى كشور پيوستم و مجموعهاى از خطوط اصل اساتيد خوشنويسی قديم و جديد را جمعآورى و آرشيو كردهام كه نمونههايی از آنها را در این تارنما مشاهده مىكنيد. |
| پیوندهای روزانه |
|
>> خطوط 50 تا 500 هزارتومانی >> خطوط نیم تا 1 میلیون تومانی >> فروشگاه اسکن تذهیب اوریژینال آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
شیخ وفا بدخط |
|
RSS
|