![]() |
![]() |
|
| برای دریافت نسخهء بدون واترمارک عکسهایی که در این وب با واترمارک عرضه میشود با ایمیلم تماس بگیرید. |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 2:6 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 1:37 توسط شیخ |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 2:40 توسط شیخ |
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:0 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 1:30 توسط شیخ |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 16:37 توسط شیخ |
|
|
شهرت استاد سیّد محمّد حسینی موحّد بیشتر به اعتبار ثلثنویسیهای ایشان در فرم و قالب کتیبه است. سهکرسینویسی کتیبهی نفیس سردر جامعةالزّهرای قم به تنهایی برای اثبات هنر و نبوغ این خوشنویس قمی در ایجاد بافت و فرم و خلق تار و پود چشمنواز با اتّکا بر اجزا و عناصر و مفردات تراشخوردهی خطّ ثلث - که در سایهی چنددهه ریاضت و بهرهبرداری از فرصت تجربهی مکرّر ِکتییهنویسی برای مساجد و اماکن مذهبی بر اساس روش آزمایش و خطا به دست آمده - کافی است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:30 توسط شیخ |
|
|
لینکهای دیگر: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 0:0 توسط شیخ |
|
|
در سال ۱۳۶۲ هجری شمسی در قم دیده به جهان گشود. اولین بار در عنفوان کودکی تحت تاءثیر خطّ خوب دائیش قرار گرفت. ابوالفضل روزی را به یاد دارد که از دائیاش خواست که در انتهای دفتر مشق او برایش خطّی بنویسد. او هم به صورت دوخطّه و با دو خودکار نوشت: یا سیدالشّهداء. حاصل کار مورد توجّه ابوالفضل قرار گرفت و دوستش میداشت و به آن نگاه میکرد. اوّلین تجربیّات خوشنویسی او به همین ترتیب با خودکار و مداد در دفترش انجام گرفت.
در ادامه، ابتدا در شهر قم به کانون حضرت اباذر رفت و در خلال یک دورهی تابستانی نزد امیر باقری - از فرهنگیان قم - آموزش دید. باقری وقتی خطّ خزاعی را میبیند، تعجّب میکند و از او میپرسد: مگر قبلاً کار کردهای؟ که میگوید: نه! در سایهی تشویقهای باقری، ابوالفضل در اوایل سال ۱۳۸۰ شمسی به انجمن خوشنویسان قم راه پیدا میکند و اوّلین بار نزد شیخ عبدالله عبداللهزاده و پس از آن نزد حاج داوود چاووشی - از اساتید انجمن خوشنویسان قم - میرود و بعد از یک سال موفّق به اخذ مدرک ممتاز میشود. دورهی ممتاز نستعلیق را خدمت استاد حسن اعرابی میگذراند و در اواخر سال ۱۳۸۴ که تازه خدمت سربازیش تمام شده بود، توسّط میثم سلطانی با استاد سیّد رضا بنیرضی از نسخنویسان خوب معاصر که در نگارستان عروس قلم قم کلاس تعلیم خط داشتند، آشنا میشود. خزاعی سرمشقی را از روی قرآنی مینویسد و نزد استاد میبرد. بنیرضی ابراز میکند: «نستعلیق را خوب مینویسی، ولی اگر در نسخ کار کنی، راه برایت بازتر است.» ابوالفضل از آن پس با جدّیّت و پشتکار، خطّ نسخ را نزد جناب بنیرضی ادامه میدهد. خزاعی نخستین بار در مسابقهی رضوی یزد شرکت کرد با آنکه خطّش در بین خطوط ردشده قرار گرفته بود، استاد بنیرضی که داور مسابقه بود، به طور اتّفاقی خطّ او را میبیند و از همان فاصلهی دور ابراز میکند که خطّ خوبی است. ظاهراً چون این خطّ، ساده و فاقد پاسپارتو بود، داخل اوتیها قرار گرفته بود. خزاعی بر این باور است که کسانی که خطوط را در مرحلهی اوّل جشنوارهها جداسازی میکنند، شاید چندان دارای نگاه تخصّصی در خوشنویسی نباشند. از این رو گاه به ناحق بسیاری از آثار باعیار را به جرم سادهبودن در این مرحله حذف میکنند. خزاعی در مسابقهی مزبور که فاقد نفر اوّل و دوم بود، رتبهی پنجم خطّ نسخ را به دست میآورد و این در حالی است که تنها دو ماه از دورهی هنرجوییاش در رشتهی نسخ میگذشت. از آن پس ابوالفضل خزاعی همواره در شمار منتخبین جشنوارهها و مسابقات کشوری در رشتهی مزبور بوده است که به مواردی از آنها اشاره میشود: نفر اوّل جشنوارهی استانی نسیم مهر و رسول مهر در سال ۸۶ در جشنوارهی طلیعهی ظهور دو بار (در سالهای ۸۶ و ۸۷) به ترتیب سوم و اول شد. در جشنوارهی بینالمللی غدیر تبریز در سال ۸۶ رتبهی اوّل را از آن خود کرد. در اوّلین جشنوارهی مشق عشق قزوین نفر دوم شد. رشتهی نسخ در مسابقهی مزبور، نفر اوّل نداشت. در جشنوارهی رضوی یزد در سال ۸۶ نفر دوم شد. این مسابقه نفر اوّل نداشت. در جشنوارهی کریمهی اهلبیت در قم در سال ۸۶ نفر دوم شد و در جشنوارهی اشکوارهی نینوا نیز در قم نفر اوّل گردید. در جشنوارهی حوزههای هنری سراسر کشور در سال ۸۷ نفر اوّل در رشتهی نسخ شد. در جشنوارهی طلیعهی ظهور در سال ۸۷ نفر اوّل در رشتهی نسخ شد. در جشنوارهی رضوی یزد نیز در سال ۸۷ نفر اوّل نسخ گردید. یادآوری: به این پست بلاگ من هم که به این خوشنویس خوب و چپدست اختصاص دارد، سر بزنید! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 2:19 توسط شیخ |
|
|
از دروسى كه از حسن اعرابى معروف به لشگر خنده آموختم: در باب يك موضوع و يك شخصيّت، حرفها، تحليلها و ضربالمثلهاى متضاد جور كنيد; تا در تمام مجامع، حرف براى گفتن داشته باشيد. به اقتضاى صفاى كودكانه، تصوّر اوليّهى ما اين بود كه بهتر اين است كه در زندگى صادق باشيم; طىّ يك اقدام دوتلاشه! اوّل به حق برسيم و بعد، از آن دفاع كنيم. با «لشگرخنده» كه آشنا شديم، ديديم كه عجبا كه اين خبرها هم نيست. لشگر بر اين باور است كه مگر سرمان را خر گزيده كه سرى را كه درد نمىكند، دستمال ببنديم و در مورد چيزهاى نالازم تلاش كنيم; آنهم براى رسيدن به حقّى كه دگم است و غيور. مىدانيد كه حق مىگويد: من و تنها من و باطل نه! تازه اگر هم به حق رسيدهايم، چه لزومى دارد براى به كرسىنشاندنش يقه جر دهيم؟ (يقهى خود يا ديگرى منظور است.) اين وضعيّت ادامه داشت و ما هميشه مدافع حقايقى بوديم كه بهشان مىرسيديم. در سياست از امام خمينى حمايت مىكرديم و كوتاه هم نمىآمديم. در جلسات خانوادگى و دوستانه هميشه در كفّهاى قرار مىگرفتيم كه حامى امام باشد. چقدر بابت اين كار با پسردايى و عموزاده بحث و جدل كرديم و آخر كار نه ما به زمرهى ايشان درآمديم و نه آنها به جرگهى ما پيوستند. در باب موسيقى از شجريان دفاع كرديم. خوانندههاى پاپخوان را دست انداختيم و طرفداران صداى آنها را به باد سخره گرفتيم و با خودمان بد كرديم. خيال مىكرديم همه همينجورند و با چماق حقجويى توى سر باطل مىكوبند و آخر كار، يك حق را بر نعش باطلهاى بسيار، علم مىكنند. خيال مىكردم همه مثل ما هستند. تا اينكه در قم با «لشگر خنده» برخورديم و اين آدم در رشتهى خطاطى و خوشنويس درسى به ما داد كه در همهى رشتهها كاربرد داشت. درس بزرگش اين بود كه براى نمونه مشتى كلمه و جمله و استدلال و صغرى، كبرى رديف كرده بود در تعريف و تمجيد از استاد غلامحسين اميرخانى; استاد شهير و معاصر و هنوز در قيد حيات رشتهى خوشنويسى. جملاتى دال بر مفتونبودن ايشان نسبت به اين استاد خط و اينكه او نقطهعطفى در تاريخ خوشنويسى ايران است و خطوطش را بايد فتوكپى كرد و داشت و نگريست و مشق كرد و از ريزهكارىهايش در قلمگذارى و مركّببردارى و انتخاب شعر و غيره و غيره آموخت. مىگفت كه مغزِ نغز خطّ اميرخانى، همان سبك و شيوهى ميرعماد است و او لعابى و پوستهاى بر آن كشيده است كه اين پوسته است كه به نام شيوهى اميرخانى معروف است; وگرنه بنمايهى هنر او از اساتيد طراز اوّل صفوى و قاجارى است. اين از يك سو. از ديگر سو همين لشگر خنده، مجموعهاى از استدلالها را آماده داشت در اينكه اميرخانى خط را خراب كرد و در مواردى به گند كشيد و چقدر بعضى حركاتش را بد مىنويسد و مثلا اينكه اين پوستر، بدترين كار اميرخانى است و از اين خرابتر نمىشود. اين دو مجموعه استدلال در دو جا كاربرد دارد. هر جا لشگر خنده برمىخورد به كسانى كه با آنها خوردهحساب دارد; يا قصد انتقاد از آنها يا تكّهپرانى به آنها را دارد; اگر پيرو شيوهى اميرخانى باشند، با كوبيدن اميرخانى و بزرگكردن نقاط ضعف كار هنرى او، افراد مزبور را سكّهى يك پول مىكند. و اگر طرف حسابش مخالفان اميرخانى باشد، دم از قوّتهاى اميرخانى مىزند و باز پيروز ميدان است. ديگر امروز در حيطهى خوشنويسى قم، كسى شك ندارد كه حسن اعرابى با آقاى احمد عبدالرّضايى (معروف به حاجى) و استاد موحّد در دو جبههاند و حتّى اگر بر سر سفرهى اُلويهى على معماريان بنشينند و با هم بگوبخند داشته باشند، رقيب همند. عبدالرّضايى (بجز چند مورد) شهره در مخالفت با اميرخانى است و لشگر خنده هر جا كه به دندهى مخالفت با عبدالرّضايى (و البتّه اغلب در پشت سر او) مىافتد، از مُحسّنات كار اميرخانى مىگويد و اينكه او آفاق خوشنويسى ايران را درنورديده و اين جماعت قمى خطّشان از عوارضى اتوبان قم - تهران آنورتر نمىرود و دلشان به همين چند شاگرد سينهچاكشان كه حاجى، حاجى مىكنند خوش است. و هر جا كه اين جناب لشگر در حضور عبدالرّضايى است (كه معمولا غلاف مىكند) به دندهى تكّهپرانى به شيخك مىافتد، از اميرخانى بد مىگويد كه نمونهاش را در شب دعاى توسّل خوشنويسان در منزل شيخك در مرداد امسال ديدند و ديديم كه شيخك اسلايدهايى را بر پرده نشان داد. پوسترى از اميرخانى با مضمون «نقش پاى رفتگان هموار سازد راه را» وقتى در پاركينگ تاريك و 55 مترى شيخك بر پرده نقش بست، لشگر خنده گفت: چقدر بد نوشته اين خط را! اين چه «ر» نوشتنى است؟! اهاهاه! نيز در مورد حميدرضا نوربخش خوانندهى قمى و از شاگردان مطرح استاد محمّدرضا شجريان، در مواردى كه.... ابراز كنيد كه اين هنرمند كارش خريدارى ندارد و فلان نوارفروش در قم مىگفت كه نوار پردهى عشّاق او را كه آورديم، فقط دو نفر خريدند. امّا آنجا كه صحبت آقاى موحّد مىشود، برگرديد بگوييد: در ميان هنرمندان قمى تنها نوربخش توانست در سطح كشور مطرح شود. 23/1/84 جلسهى دعاى توسّل هفتگى در منزل على رضائيان با حضور استاد عبدالرّضايى. آقاى عبدالرّضايى به آقاى چاووشى به مناسبتى نقل كرد:
سرم فداى دَرت! چند بار خواهى داد؟ راشد يزدى و روضهى حضرت عبّاس(ع) در 30/5/84 هم كه على رضائيان - كه خود از پرورشيافتگان مكتب عبدالرضايى است - سكّاندار رياست انجمن خوشنويسان قم گرديد، اين دو قطعهى طنز را سرودم: به جاى لشگر خنده، سپاه گريه رسيد / زمان سينهزنىهاى صبح و شام آمد پىنويسها: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 10:10 توسط شیخ |
|
|
نگارش از نزديك با تصوّری از دورنما ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:3 توسط شیخ |
|
|
این پست را به دوست خوشنویس قزوینیام «علیرضا محبی» ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 1:5 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:58 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:40 توسط شیخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 0:0 توسط شیخ |
|
|
رضا شيخ محمّدي هستم. متولّد هشتم خرداد 44 در قم. I am Reza Sheikh Mohammadi; Ali's son was born in QHOM at 1965. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 0:0 توسط شیخ |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 14:42 توسط شیخ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رضا شیخ محمدی
09127499479 سیبا 0104622901006 6037991060713892 شانزده رقمی هرگونه استفاده و کپی از مطالب و عکسهای این وبلاگ تنها با ذکر نام منبع و صاحب وبلاگ مجاز میباشد. ========= متولّد خرداد ۱۳۴۴ در قم هستم. خوشنويسى (نگارش خطّ نستعليق) را نزد پدرم آيتالله على محمّدى تاكندى در قم شروع كردم و در سال ۶۲ كه به اتفاق خانواده به قزوين منتقل شديم، این هنر اصیل را نزد «عليرضا نايبى» و استاد «احمد پيلهچى» پى گرفتم. دورهى ممتاز را نزد استاد غلامحسين اميرخانى در انجمن خوشنويسان تهران گذراندم و هنوز هم از سرمشقها و آثار فخيم و فاخر ايشان بهرهمندم. در دههى ۷۰ فرصت رجعت به سرچشمهى خط (خطوط اساتيد صفويّه و قاجاريّه) را يافتم و در آثار اساتيد اين دورهها مشق نظرى بسيار كردم و حاصل اين تفحصّ را با آموزههايم از شيوهى استاد اميرخانى و مرحوم كلهر آميختم. حدود 10 سال است رسماً در انجمن خوشنويسان قم تدريس خط مىكنم و از حدود دو سال پيش به جمع كلکسيونرهاى كشور پيوستم و مجموعهاى از خطوط اصل اساتيد خوشنويسی قديم و جديد را جمعآورى و آرشيو كردهام كه نمونههايی از آنها را در این تارنما مشاهده مىكنيد. |
| پیوندهای روزانه |
|
>> خطوط 50 تا 500 هزارتومانی >> خطوط نیم تا 1 میلیون تومانی >> فروشگاه اسکن تذهیب اوریژینال آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
شیخ وفا بدخط |
|
RSS
|