این قطعه (برگی از یک کتاب) در هفتههای اخیر در دست دوست خوشنویس و نوسمسارم «علیرضا نوربخش» بود و ایشان آن را برای فروش به منزل بنده آورد، عرضه کرد و ابراز نمود که استاد کیخسرو خروش،
انتساب قطعه را به عمادالکتاب
تاءیید کرده و محمود حبیباللهی (که قطعهبندی این برگ نیز از اوست) طالب خرید آن تا حد نیممیلیون تومان بوده است. (بعداً حبیباللهی این مطلب را تکذیب کرد.)
معاملهای صورت نگرفت ولی علیرضا نوربخش اجازه داد از این قطعه اسکن تهیه کنم. با تشکر از ایشان، تصویر قطعه را در سه سایز
به دوستان بازدیدکنندهی وبلاگ
به خصوص کتابتنویسان عزیز تقدیم میکنم.
تصویر قطعه در سایز کاملا بزرگ
در چند روز اخیر آمار بازدیدکنندگان از وبلاگ خوشنویسی من به شهادت برنامهی «وبگذر»
از ۱۸۰ نفر گذشته است و این امر برایم بسیار مایهی مباهات و افتخار است.
به پاس این نعمت و موهبت، یک عکس از یکی از خطوط درجهی یک شکستهنویس نابغهی این سامان: سید علیاکبر گلستانه را تقدیم میکنم.
اصل این قطعه زمانی در مجموعهی مرحوم علی جاماسب (مجموعهدار معروف تهرانی) بوده
و در اوایل دههی ۶۰ شمسی به رسم امانت در دست دوست شکستهنویس و شاعر بنده:
حسن اعرابی قرار میگیرد و او در پشت بام منزل دوست خطاط قمیاش علی معماریان و با دوربین آنالوگ او این عکس را از روی قطعه تهیه میکند.
با تشکر از حسن اعرابی که عکس مزبور را که دارای قطع ۱۳ در ۱۸ بود،
برای اسکنکردن در اختیار من گذاشت.
متن قطعه بیتی از سعدی شیرازی است که میفرماید:
ای که نصیحتم کنی کز پی نیکوان مرو / عشق حقیقت است اگر حمل مجاز میکنی
در این اثر شکستهنستعلیق که به سال ۱۳۱۶ قمری تحریر شده،
کاتب، کلمهی «اگر» را جا انداخته است.
در ضمن دوستم حسن اعرابی میگفت:
مرحوم جاماسب، بیت را به لحاظ اینکه کلمهی نخست آن، فاقد نقطه و سر کاف است، به صورت:
«ابله! نصیحتم کنی کز پی نیکوان مرو!» قرائت میکرد!
