تبليغاتX
www.eshq.irX
وب عکس‏هایم بلاگ خوشنویسی شیخ
برای دریافت نسخهء بدون واترمارک عکسهایی که در این وب با واترمارک عرضه می‌شود با ایمیلم تماس بگیرید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 14:7  توسط شیخ | 

طالبین اسکن این قطعه در سایز کاملاً بزرگ با ایمیل qom.reza@yahoo.com مکاتبه کننداین قطعه بدون رقم از میرزا غلامرضا اصفهانی را که استاد احمد عبدالرضایی در پشت قطعه، انتسابش را به میرزا غلامرضا تاءیید کرده‌ است،
چند سال قبل از استاد خوشنویسی‌ام جناب احمد پیله‌چی به ۱ میلیون تومان ابتیاع کردم.
ایشان  لطف کردند و اجازه دادند وجه آن را به تدریج در اختیارشان بگذارم.
قطعه با آنکه فاقد دایره است، استادی مرحوم میرزا غلامرضا باعث شده
 که این خلل آنقدرها خودش را نشان ندهد و ترکیب‌بندی فوق‌العاده‌ی اثر
نقص کمبود دایره را جبران می‌کند.
به خصوص نیمه‌ی فوقانی این سیاه‌مشق بسیار استادانه ترکیب شده است.
تذهیب اثر از استاد رامین مرآتی ramin merati و با طلا انجام شده است
 شنیدم که مرآتی ظاهرآ از این تذهیب به عنوان یکی از بهترین کارهایش یاد می‌کند.
قطعه را حدود ۲۰ سال قبل و در وقتی که فاقد تذهیب بوده، آقای امیر عاملی کلکسیونر قزوینی از آقای مهدی‌پور مجموعه‌دار قزوینی مقیم تهران به ۱۰۰۰ تومان می‌خرد
و بعد برای تذهیب در اختیار مرآتی قرار می‌دهد.
مدتی بعد قطعه را به آقای احمد ابوطالبیان مجموعه‌دار قزوینی می‌فروشد
و مدتی بعد به ۳۵۰ هزارتومان از او می‌خرد!
بعد به آقای احمد پیله‌چی به میزان بالاتر می‌فروشد.
نوبت بعد این قطعه به دست حقیر میرسد که بیش از یک سال در اختیار داشتم
و بعد در خلال یک معامله به آقای امیر عاملی به حدود یک و نیم میلیون تومان فروختم.
این سیاه‌مشق چند ماه قبل (اکنون که می‌نویسم خرداد ۸۶ است)
در یک مجموعه‌پوستر که بابک حجازی در کرج از آثار میرزا غلامرضا چاپ کرد، آمد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 1:39  توسط شیخ | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:28  توسط شیخ | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:27  توسط شیخ | 

اصل این قطعه را در ۳۱ شهریور ۸۳ از «جواد جدی» - کارشناس و فروشنده‌ی عتیقه -
در بازار منوچهری تهران - به ۵۰۰ هزار تومان خریداری کردم.
  (به همراه قطعه‌ی یا امیرالموءمنین حیدر اثر استاد امیرخانی که آن را هم به ۵۰۰ ه.ت خریدم.)
تذهیب این اثر کار یکی از آقایان: زاویه یا احمری است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:27  توسط شیخ | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:26  توسط شیخ | 

دیتیلی از یکی از صفحات این دائره المعارف:

دیتیل دیگری از یکی دیگر از صفحات این اثر:

 

دیتیل دیگری از این اثر:

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:20  توسط شیخ | 

☻ چند قطعه خط تعلیق قدیمی
که برای مجموعه‌ی شخصی خودم (رضا شیخ‌محمدی)
خریداری کردم:




تعلیق با رقم «مشقه العبد اختیار المنشی السلطانی»
که برخی مفردات خط تعلیق را تعلیم داده است:




صفحه تعلیقی که کامل نشده است:



 یک نامه به خط تعلیق:



متن نامه‌ی فوق تا آنجا که حقیر موفق به خوانش شدم ، از این قرار است:

رفیق شفیق من!
عهدی بعید شده که به هیچوجه من الوجوه از احوال سعادت‌اشتمال، استحضاری و اطلاعی ندارم
چند وقت است که در خیال .... بودم در بیوقت ...عالیجاه میرزا احمد را روانه طهران می‌نمودم...
مختصر یادآوردی را واجب دیده که هرگاه از احوال من جویا باشید
لله الحمد از برکت حضرت بقیةالله عجل الله فرجه نعمت صحت حاصل است
و جز دوری از ملاقات سعادت علامات ملالی صورت‌پذیر نیست
امید دارم که بزودی اسباب ملاقات بخوبی انشاءالله تعالی فراهم آمده تلافی مافات بعمل آید
چندین قبل ازین فقره شنیدم که ... مقام حیرت و تعجب شد



یک صفحه تعلیق:

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:18  توسط شیخ | 
یادداشت روزانه‌ی زیر را که در وبلاگ دیگرم قرار داده بودم http://sheikhak.blogfa.com/post-5.aspx به خاطر ارتباطش با وبلاگ حاضر،
در اینجا کپی می‌کنم. امیدوارم بپسندید:

۱۳ اردیبهشت ۸۴. روز تدريس حقير در انجمن خوشنويسان قم و شروع روشن‏كردن كولرگازى‏ها. با محمّدتقی اسدى‏ که با هم در يک شيفت تدريس می‌کنيم، سرِ سياه‏مشق‏هاى ميرزا غلامرضا اصفهانی بحث شد. گفت:

 تصوير ۱. ميرزا غلامرضا اصفهانی

به‏نظر در سياه‏مشق‏هايى‏ نظير «شاها من ار به چرخ برارم سر / خاك ره تو هست بسر افسر» ميرزا تحت‏ تأثير «ملاحظات كتيبه‏نويسى» بوده است. خوشنويسی که سفارش کتيبه‌نويسی به او می‌خورد، به‌گونه‌ی خاصّی پرورش می‌يابد و دستش از حالت يله‌نويسی و راحت‌نويسی خارج می‌شود و ساخت و ساز کلمه و حرف را ياد ‌می‌گيرد. او بايد يك حركت را بفهمد و طرّاحى كند و تا درنيايد، رها نمی‌کند.



                           تصوير ۲: سياه‌مشق از ميرزا غلامرضا متعلق به قبل از سال ۱۳۰۰ قمری

ميرزا غلامرضا هم بعد از اينکه در حدود سال‌های ۱۳۰۳ قمری، درگيری نگارش کتيبه‌های مسجد سپهسالار تهران می‌شود، شيوه‌ی سياه‌مشق‌نويسی‌اش هم تغيير می‌کند. کلمات را به صورت شسته رفته و با کمترين تکرار در کنار هم می‌چيند. گفتم:
«انگار ديگر نوشته‌هايش فاقد جنون نگارش و يله‏گى است.» گفت:
«در خطّ شكسته هم وقتى شكسته‏نويسان ابتدا شروع به نگارش‏ شكسته كردند، هدفشان اين بود كه تند بنويسند...» گفتم:
«فلسفه‏ى وجودى‏اش آن بوده.» گفت: «دقيقاً» و افزود:



            تصوير ۳: بخشی از سياه‌مشق از ميرزا غلامرضا متعلق به بعد از سال ۱۳۰۰ قمری

«ديگر نشستن و با مكث‏نوشتن...» گفتم:
«و حاكم‏كردن عقلانيّت» گفت: «در كار نيست. عقل را حاكم كردن، با فلسفه‏ى وجودى شكسته سازگار نيست.» گفتم:
«آيا ايرادى دارد كه فلسفه‏ى وجودى يك پديده، يك چيز باشد و در ادامه‏ى سير تاريخى، انگيزه‏هاى ديگرى هم اضافه شود و از آن پس آن انگيزه‌ها نيز سبب خلق آثاری گردد؟» گفت:
«از خودِ كلمه‏ى فلسفه‏ى وجودى معلوم است كه بايد بر مدار آن حرکت کرد.»



                                                 تصوير ۴: محمدتقی اسدی استاد انجمن خوشنويسان قم

از اسدی جدا شدم. او به رتق و فتق امور هنرجويانش پرداخت و من هم رفتم که به هنرجويانم برسم. ساعتی بعد بار ديگر و اين بار در راهروی انجمن با دوست مدرّسم برخورد کردم و از او اين جوك جديد را شنيدم:
«فردى ميله‏اى‏ را گذاشته بود روی آتش تا يک طرفش سرخ شود.» گفتند:
«ميخای چکار کنی؟» گفته بود:
«مى‏خواهم‏ طرف سردش را به جناب عُمر استعمال كنم!» طرف پرسيد:
«پس چرا به خودت زحمت مى‏دهى و سرخ و ملتهبش مى‏كنى؟ گفته بود:
«سمت سرخش را بيرون نگه مى‏دارم تا كسى آن را درنياورد!»

                                                         تصوير ۵: از راست: احمد پيله‌چی، داود چاووشی،
                                                         محمّدحسين رازقی،‌ علی بخشی، حسين نادری

بعد از حدود چهار ساعت که در ساختمان انجمن خوشنويسان به تدريس خط پرداختيم، آماده شديم برای رفتن به جلسه‏ى هفتگى دعاى توسّل که اين هفته در منزل حاج داود چاووشى - استاد انجمن خوشنويسان و خواننده‌ی آواز - برگزار می‌شد. حميد سعادتخواه، هادى‏ رضايى و امير تفتى - هم‌شاگردی‌های من در کلاس آواز - هم دعوت شده و آمده بودند. شيرينى از نوع شبه گردويى آوردند كه‏ حدود ده عدد ميل كردم.
در ابتداى جلسه ميثم سلطانى و ابوالفضل خزاعى هم بودند و اصطلاح‏ جديدِ «دولاب» را كه دو روز است بين ما باب شده، چند بار تكرار كردند و خنديديم. مراد و قرارداد ميان ما معنای خارج از محدوده‌اش بود که به ديگران منتقل نمی‌شد و مشکلی در به زبان آوردنش نبود.
خواندن بخشی از دعای توسّل را طبق معمول بنده به عهده گرفتم. بحث خط و خوشنويسی هم به ميان آمد و دوستان کلاس آواز هم آوازهايی خواندند که بهترينش را حميد سعادتخواه اجرا کرد و آقای رازقی خوشنويس هم به اين امر اشاره کرد.
بعد از اتمام جلسه و با اعلام اينکه هفته‌ی بعد آقايان سطر «صلاح از ما چه مى‏جويى كه مستان را صلا گفتيم» را تحرير کنند، جلسه را ترک کرديم. دوستان هر يک با وسيله‌ای رفتند. ما هم سوار ماشين پرايد حسن اعرابى شديم. رضائيان جلو نشست و من و رازقى عقب نشستيم. از مقابل بيمارستان شهيد بهشتى كه رد شديم، رازقى گفت:
«انگار مى‏خواهند اين بيمارستان را با صرف چند ميليارد تومان ترميم‏ كنند.» اين بحث شروع شد که مسئولين کشور بعضاً ناكارآمد و غيرمتخصّصند. رضائيان در کمال تعجّب گفت:
«به‏نظر من كسى كه متخصّص نباشد، اصلاً نمى‏تواند متعهّد باشد. ولى‏ كسى كه متخصّص باشد، اميد است كه متعهّد هم بتواند باشد.»
بعد از پياده‏شده رضائيان در مقابل منزلش، رازقى گفت:
«ديگر ببين كار به كجا رسيده كه رضائيان (داغ و دوآتشه) هم به اين نتيجه رسيده است كه‏ با تعهد خالی نمی‌توان کشور را اداره کرد.» اعرابى تكميل كرد:
«رضائيانى كه خود جزو آخرين دسته‏ى فالانژهاست!»
اعرابی را که به جيک و پوکش آشنايم. ولی رازقی را خوب نمی‌شناختم که با اين کلامش دانستم که انگار به رغم ظاهرش دل خوشى از نظام ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:16  توسط شیخ | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:8  توسط شیخ | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رضا شیخ محمدی
09127499479
سیبا 0104622901006
6037991060713892 شانزده رقمی
هرگونه استفاده و کپی از مطالب و عکس‌های این وبلاگ تنها با ذکر نام منبع و صاحب وبلاگ مجاز می‌باشد.
=========
متولّد خرداد ۱۳۴۴ در قم هستم. خوشنويسى (نگارش خطّ نستعليق) را نزد پدرم آيت‌الله على‏ محمّدى تاكندى در قم شروع كردم و در سال ۶۲ كه به اتفاق خانواده به قزوين منتقل شديم، این هنر اصیل را نزد «عليرضا نايبى» و استاد «احمد پيله‏چى» پى گرفتم. دوره‏ى ممتاز را نزد استاد غلامحسين اميرخانى‏ در انجمن خوشنويسان تهران گذراندم و هنوز هم از سرمشق‏ها و آثار فخيم و فاخر ايشان بهره‏مندم. در دهه‏ى ۷۰ فرصت رجعت به سرچشمه‏ى خط (خطوط اساتيد صفويّه و قاجاريّه) را يافتم و در آثار اساتيد اين دوره‏ها مشق نظرى بسيار كردم و حاصل اين تفحصّ‏ را با آموزه‏هايم از شيوه‏ى استاد اميرخانى و مرحوم كلهر آميختم. حدود 10 سال است‏ رسماً در انجمن خوشنويسان قم تدريس خط مى‏كنم و از حدود دو سال پيش به جمع‏ كلکسيونرهاى كشور پيوستم و مجموعه‏اى از خطوط اصل اساتيد خوشنويسی قديم و جديد را جمع‏آورى و آرشيو كرده‌ام كه نمونه‌هايی از آنها را در این تارنما مشاهده مى‏كنيد.

پیوندهای روزانه
>> خطوط 50 تا 500 هزارتومانی
>> خطوط نیم تا 1 میلیون تومانی
>> فروشگاه اسکن تذهیب اوریژینال
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آبان 1383
آرشیو موضوعی
> سطر نستعلیق
> چلیپای نستعلیق
> مقاله، یادداشت، خاطره
> نسخ
> سیاه مشق/ خط و گرافیک
> شکسته نستعلیق
> ثلث و ریحان / رقاع و توقیع
> تعلیق
> کتابت نستعلیق
> قطعه نستعلیق
> لوازم جانبی خوشنویسی
> معرفی هنرمند
> آثار خوشنویسی شیخ
> قطعات قدیمی فروشی
نویسندگان
شیخ
وفا
بدخط
پیوندها
= وبلاگ اصلی من (عشق دات آی آر)
= وبلاگ عکس‌ها و اسناد من!
= وبلاگ شیخ!
= وبلاگ عکس دات بلاگفا دات کام
= لینک نمایشگاه مجازی خوشنویسی من در سایت حوزهء هنری قم
= زندگینامه ی رضا شیخ محمدی به فارسی و انگلیسی
= کامنتهای محذوف وبلاگ خوشنویسی شیخ
# گروه پژوهشی تک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM